
شهید ،برترین مجاهد است و شهادت ،عالی ترین مراحل جهاد
جهاد ، از خود گذشتن و از خویش بریدن و به حق پیوستن است .
جهاد ، خواست خدا را بر خواهش دل مقدم داشتن و آن را نادیده گرفتن است .
جهاد ، از جان گذشتن ، از نام گذشتن ، از دوست گذشتن ، از مال گذشتن ، از مقام گذشتن ، از آسایش چشم پوشیدن ، از زن و فرزند بریدن است برای خدا .
جهاد ، خشم و غضب را فرو بردن ، از کینه توزی دست برداشتن است ، برای خدا .
کاری است نه آسان ، دشوار و بسی تلخ .
جهاد ، بر خلاف خواسته دل حرکت کردن و فقط براساس رضایت الهی است .
جهاد ، اصلاح را از خود آغاز می کند و دیگران اصلاح را از دیگری .
مجاهد خود را برای هدف می خواهد ، نه هدف را برای خود . راهی را که به سوی هدف می رود بر می گزیند و از راهی که به سوی خواسته دل می رود می گریزد .
مجاهد مهربان است ، خوش خو و خوش اخلاق است ، صبور است ، گذشت دارد ، خیر خواه بشر است ،
امام حسین مجاهد بود ، پدرش مجاهد بود ، برادرش مجاهد بود ، جدش مجاهد بود ،پس باید دوستان و رهروانش هم مجاهد باشند .
« راز شهادت امام حسین (علیه السلام)»
ا : بیدار کردن انسانهای غافل .
2 : چراغ راهنمای بشر .
3 : اراده را در افراد ایجاد کردن و دفاع از اسلام .
4 : از بین بردن ظلم و فساد .
5 : اسلا م را زنده کردن .
7 : آبیاری درخت فضیلت و نیکو کاری .
8 : آب حیات بشریت .
«شعار امام حسین (علیه السلام)»
1 : یگانگی و یکرنگی میان مسلمین .
2 : اهمیت به نماز و نماز اول وقت را به پا داشتن .
3 : بر پایی دین انسانها در قلب و رفتار و کردار .
4 : اخلاص در عمل ( همه کارها برای رضایت خداوند )
5 : احیای امر به معروف و نهی از منکر در بین جامعه .
6 : طرفدار حق باشید همیشه سر فرازید .
«ویژگی یاران امام حسین (علیه السلام)»
1 : در کارهای خوب معروف و شناخته شده بودند .
2 : در ظاهر و باطن افرادی مودب و تمیز بودند .
3: همیشه قرآن را تلاوت می کردند .
4 : اهل مطالعه و علم عالمین را دوست داشتند و احترام می گذاشتند .
5 : همه کارهایشان را برای خشنودی خدا انجام می دادند .
6 : به قول و عهد خود عمل می کردند .
7 : در همه کارها اول حرف امام خود را گوش می کردند .
8 : شجاعت در برابر کارهای زشت و ناپسند .
شهادت امام حسین ( علیه السلام ) را به امام زمان (عج ) و دوستداران آن حضرت تسلیت می گوییم .
سایر مطالب در ادامه مطلب
ادامه مطلب...
مراسم عاشورا در نظر عموم مردم ایران مراسمی مذهبی است، ولی این نوع مراسم از نظر تاریخی قدمت 3500 ساله دارد و در واقع مربوط به سوگ سیاوش پسر کی کاووس است. سیاوش به پاکدامنی بسیار در ایران زمین معروف بود و در واقع تنها مراسم عزاداری که در ایران برگزار می شد مربوط به مرگ سیاوش بود که در تقویم کورش هخامنشی نیز این روز تعطیل رسمی بود و مردم به سوگواری می پرداختند، علم های چوبی خود را بر دوش می نهادند، مردم لباس سیاه می پوشیدند وبرای سیاوش عزاداری می کردند. اما با ظهور اسلام و حمله اعراب به ایران به یک باره دین مردم ایران زمین تغییر کرد و این آن چیزی است که ما از کتاب های تاریخ اسلام در یافته ایم: چون دین زرتشت دارای تحریفات فراوان و آمیخته با خرافات شده بود، مردم روشن ضمیر حقانیت اسلام را پذیرفتند و اسلام آوردند. اما واقعیت این است که زرتشت هرگز از بین نرفت، دین آسمانی زرتشت در قیاس با اسلام قرار گرفت و به دلیل شباهت های فراوان و اعلام اسلام به عنوان دین رسمی توسط شاه آن زمان ایران، مردمی که نمی توانستند به یک باره اعتقادات و سنت های خود را به کنار بگذارند، قهرمانان و اسوه های دینی خود را در دین اسلام جستند و به دلیل شباهت های فراوان با آنها تنها یک معادل سازی در این عرصه صورت گرفت، امام حسین (ع) یکی از این قهرمانان بود که به جای سیاوش که به پاکدامنی و زهد و پارسایی معروف بود قرار گرفت، ال.. پروردگار یکتای مسلمانان در جای اهورا مزدا خدای زرتشتیان و شیطان به جای اهریمن قرار گرفت، اعتقاد به منجی عالم نیز از اعتقادات مردم زرتشتی بود که سوشیانس (نجات دهنده بزرگ جهان) دین را در جهان رواج دهد و فقر تنگدستی را ریشه کن سازد و مردم جهان را همفکر و همگفتار و همکردار سازد. بدیهی است که پس از اسلام امام زمان (عج) در جای سوشیانس قرار گرفت و موبدان زرتشتی که در آن زمان هم بر طبق تاریخ قدرت و نفوذ فراوان در میان مردم پیدا کرده بودند، با پذیرفتن شیعه به عنوان مذهب رسمی کشور آن را در خطر می دیدند به عالمان و مرجعان شیعه و آخوند مبدل شدند تا به این ترتیب منافعشان از بین نرود، مساجد جای آتشکده ها را گرفت و کعبه قبله واحد مسلمانان به جای آتش که قبله زرتشتیان به سوی آن بود قرار گرفت و... این شباهت ها در آن حد بود که عده ای از مردم آن زمان به شیعیان ایرانی نوزرتشتی می گفتند. نکته جالب دیگر آن است تصاویری که از حضرات معصوم مثل امام حسین (ع) و امام علی (ع) نیز کشیده شده است شباهت های فراوانی با آنچه در شاهنامه های مصوریافت می شود دارد.
مراسم سوگ سیاوش مانند بسیاری دیگر از مراسمات مردم ایران مثل چهارشنبه سوری، عید نوروز، جشن های شب یلدا و ... که از بین نرفته است هنوز باقی است، تنها قهرمان آن عوض شده و به شکل امروزی آن و با نام عاشورا برگزار می گردد. حتی گفته می شود پختن غذاهای نذری نیز رسمی است از آن دوران. اما قطعا این مراسم نیز مانند دیگر مراسم دچار تحریفات و تغییرات فراوان شده، مانند چهارشنبه سوری که از مراسم جشن و پایکوبی و رقص و شادی به شنیدن نوای صداهای عجیب و مهیب ترقه های دست ساز و یا وارداتی از کشورهای آسیای میانه شده است. افراط و قهرمان باوری مردم ایران زمین و تعصبات فراوان چیزی است که مردم آن را با سوگواری در آمیختند و به شکل یک عزاداری 10، 12 روزه، همراه با خودزنی های خشن که از انسانیت به دور است در آوردند. جالب آن است که در نوحه ها عظمت و بزرگی حضرت و یارانش به کناری نهاده می شود و سخنی از آن به میان نمی آید و چیزی که در این میان به صورت بارز به سخن می آید از مظلومیت، تشنگی و عذابی است که حضرت کشیده است. در این میان قهرمان داستان هم از بین رفته است، به جای قهرمان، موجود ستمدیده و ضعیفی به میان آمده که حس دلسوزی مردم را بر می انگیزد و مردم را به غصه و ناراحتی به حال او در آن زمان وا می دارد. مگر اعتقاد ما به جز آن است که حضرت و یارانش با خداوند تبارک و تعالی محشور شده اند و در بهترین جایگاه ممکن قرار دارند، پس چرا به حال حضرت عزاداری کنیم؟ چرا از 10 روز پیش برای حضرت نوحه سرایی کنیم و به حال حضرت دل بسوزانیم؟ قهرمان داستان یک قهرمان است، چرا به جای بزرگی و عظمت آن ضعف وناتوانی سپاهیان او و ظلمی که بر آنها روا شده است را به میان آوریم؟ چرا در اسلامی که هیچ کجای آن عزاداری تایید نشده است این چنین عزاداری 10 روزه به راه می اندازیم؟ چرا در اسلامی که حتی سیاه پوشیدن هم مکروه است روزها به عزای شهادت حضرت می نشینیم و بر سر وسینه ی خود می زنیم؟ آیا اسلام واقعا این عزاداری ها جایی در اسلام دارد؟؟
گفته می شود حضرت عبدالعظیم هنگام مهاجرت خود به ری بعد از گذر از دجله و قدم نهادن بر خاک ایران زمین، با دیدن مردمی که برای امام خود بر سر و صورت خود می زدند، آنها را بسیار نکوهش می کند و از این کار باز می دارد.
در قرآن و سخنان پیامبر(ص) و ائمه(ع) عزاداری این چنینی بسیار نکوهیده شده است:
عزاداری اعتراضی به خداوند!
ولنبلونکم بشیء من الخوف والجوع ونقص من الاموال والانفس والثمرات وبشر الصابرین
<ما شما را می آزمائیم به چیزی از خوف وگرسنگی ونقص در اموال وجانها وتولیدات پس بشارت ومژده ده صابران را آنانکه به هنگام برخورد با مصیبتی گویند ما ازآن خدا هستیم وبسوی او باز می گردیم آنانند که مشمول صلوات ورحمت پروردگارشان هستند وهمانها هستند هدایت شدگان وراه یافتگان.>
آیات شریفه فوق بطورصریح وآشکار وظیفه مومنان را در آزمایشات الهی ومصیبتها بخصوص در مصیبت از دست دادن عزیزان بیان می فرماید.واضح است که بی صبری وبی تابی وبر سر وسینه کوبیدن خلاف راه صابران است.پس هرگاه که واکنش هدایت شدگان در مصیبتها وامتحانات صبروآرامش وتفکر وتعقل ودعا وتوجه بخدای عالم باشد نقطه مقابل آن جزع وفزع ومراسم عزاداری خرافی است که عکس والعمل گمراهان وغلوکنندگان ومشرکین خواهد بود.آیات الهی هرگز نمی فرماید وقتی مصیبتی به ایشان رسید وخدای عالم آنان را مورد امتحان قرارمی دهد علم وکتل ودسته زنجیرزنی ونوحه خوانی براه بیاندازند وحتی تاحد شرک پیش روند ! این اعمال مخالف قرآن ودستورات پیامبر اسلام وائمه (ع) می باشد.
مخالفت با قرآن کریم:
سوره لقمان آیه 17
یا بنی اقم الصلاة وامر بالمعروف وانه عن المنکر واصبر علی ما اصابک ان ذلک من عزم الامور
ای فرزند من نماز را بپا دار وامربمعروف ونهی از منکر نما وصبر کن بر آنچه بتو می رسد همانا که آن(صبر)ازامور بسیار مهم است.
سوره حج آیه 34و35
فالهکم اله واحد فله اسلموا وبشر المخبتین ﴿﴾ الذین اذا ذکر الله وجلت قلوبهم والصابرین علی ما اصابهم والمقیمی الصلاة ومما رزقناهم ینفقون
پس اله شما معبود واحدی است پس به او تسلیم شوید بشارت ده صاحبان دلهای آرام را آنانکه چون یاد خدا شود دلهایشان بترسد وبرآنچه به ایشان رسد صابر باشند وآنانکه نماز را بپادارند وآز آنچه روزی ایشان کردیم انفاق می کنند.
مخالفت با دستورات پیامبر(ص):
قال رسول الله(ص): النیاحه من عمل الجاهلیه.(من لا یحضر ه_شیخ صدوق_جزء 4)
پیامبر خدا(ص) فرمود: نوحه خوانی از کارهای دوران جاهلیت است...
قال رسول الله(ص):لیس منا من ضرب الخدود وشق الجیوب.(مسکن الفواد _شهید ثانی)
پیامبر خدا(ص)فرمود:ازما نیستند کسانیکه (به هنگام مصیبت) برگونه ها بزنند وگریبانها پاره کنند.
قال رسول الله(ص):ضرب المسلم بیده علی فخذه عندالمصیبه احباط لاجره.(فروع کافی)
در کتاب مسکن الفواد از ام سلمه روایت می کند:هنگامی که ابو سلمه(شوهراولش) ازدنیا رفت من باخود گفتم دراین سرزمین من به این مصیبت گرفتار شدم گریه وعزاداری برای او برپا کنم .اتفاقا زنی که نوحه گر بود هم برمن وارد شد ومی خواست مرا درآن مصیبت کمک کند پیامبر اکرم فرمود:آیا می خواهید دوباره شیطان را که خدای تعالی از اینخانه بیرون رانده است برگردانید؟!
مخالفت با دستورات ائمه(ع):
شیخ مفید در کتاب ارشاد جلد 2 صفحه 97 آورده که امام حسین (ع)به خواهرش زینب (س) فرمود: ای خواهر جان من تورا سوگند دادم وتو به سوگند من وفادار باش که
چون کشته شدم گریبان برمن چاک مکن وچهره مخراش ودر مرگ من واویلا واثبورا(عذاب برمن بادخدایم مرگ دهد)مگو.
شیخ صدوق در من لا یحضرالفقیه ج 1 ص 520 از حضرت صادق (ع) آورده که فرمود:هرکس به هنگام مصیبت دست خود بررانش بکوبداجرش تباه می شود.
باتوجه به دلیل گفته شده آیادر مصیبت امام حسین (ع) نوحه خوانی کردن وفریاد واویلا کشیدن وبه سینه کوبیدن وزنجیر زدن می تواند عملی اسلامی ومجاز باشد؟! بدعتی ضد اسلامی که قرنهاست که درمیان مردم رواج داده اند! مسئله عزاداری آنهم بصورت زنجیرزنی وقمه زنی وبرسر وسینه کوفتن برای امامی که خود به عنوان یک مسلمان موحد باچنین بدعتهائی خرافی وضد اسلامی مبارزه کرده است.قرنهاست که این قیام شکوهمند دستاویز مشرکین وستمگران قرار گرفته که از یک حرکت وقیام حق طلبانه وسیله ای ساخته اند برای کسب قدرت! اینان نه در عقیده ونه در عمل شباهتی با امام حسین ویارانش که مسلمانانی بودند یکتا پرست وحق طلب که هیچ وابستگی به فرقه ودسته ائی جز اسلام نداشتندندارند. یعنی نه شیعه بودند ونه سنی! نه وهابی ونه صوفی!نه جعفری نه حنبلی نه شافعی نه حنفی ونه چیز دیگر!بلکه فقط مسلمان وتابع قرآن ورسول گرامی اسلام بودند!
((مسلمانان، مسلمانان، مسلمانی ز سر گیرید / که کفر از شرم یار من مسلمان وار می آید))
ادامه مطلب...
با سلام خدمت تمامی کسانی که در این مدت از وبلاگ دیدن کردن .با عرض پوزش یه مدتی بود وبلاگ به روز نشد که جبران خواهد شد.متشکر از نظرات امید دهنده شما عزیزان
پس از مرگ محمد و در ماجرای انتخاب جانشین او، جمعی از انصار در سقیفه بنیساعده گرد آمدند. سرانجام اهل سقیفه تصمیم بر خلافت ابوبکر گرفتند. [۵] علی بن ابیطالب در ابتدا از بیعت با ابوبکر سرباز زد ولی سرانجام پس از شش ماه با ابوبکر بیعت نمود.[۶]
علی در دوران خلافت سه خلیفه اول در جنگها شرکت نمیکرد[۶] و جز در انتخاب خلیفه سوم فعالیت سیاسی نداشت. البته هر گاه خلفاء سه گانه میخواستند در امور دینی، قضایی و سیاسی به آنها مشورت میداد.[۷]
او پس از کشته شدن عثمان به عنوان چهارمین خلیفه مسلمانان انتخاب شد. دوران خلافت او مصادف با جنگهای داخلی بین مسلمانان و شورش ایرانیان بود. او سرانجام در مسجد کوفه به ضرب شمشیر یکی از خوارج کشته شد.[۶]
تولد او در روز جمعه سیزدهم رجب سال سیام عامالفیل مطابق با ۵۹۹ میلادی (ده سال قبل از بعثت محمد) در مکه و بنابر روایات در مسجدالحرام و درون کعبه بهدنیا آمد.†
عبدالحسین امینی در کتاب الغدیر روایات اسلامی را نقل میکند که مادر او فاطمه بنت اسد هنگامی که به علی حامله بود، به طواف خانه خدا اّمد و در آن حال دچار درد زایمان شد. او از پروردگار کعبه یاری خواست. ناگهان دیوار کعبه شکافت و وی به درون خانه خدا داخل شد و در اّن جا «علی بن ابی طالب» را به دنیا آورد.[۱۲]
تا امروز بهدنیاآمدن هیچ فردی در کعبه بجز علی، در تاریخ ثبت نشدهاست.[۱۳
در هنگام حیات محمد
علی یکی از کاتبان قرآن بود. او برای رهبری چندین مأموریت مهم انتخاب شد. پس از هجرت، محمد هنگامی که میان مهاجرین و انصار پیوند برادری میبست، علی را بهعنوان برادر خودش برگزید.[۲۰]
زندگی خانوادگی
در سال ۶۲۳ میلادی، محمد به علی گفت که خداوند به وی فرمان دادهاست که دخترش فاطمه زهرا را به ازدواج علی درآورد.[۳] خانوادهای که از ازدواج این دو تشکیل شد، مکرراً از سوی محمد مورد ستایش قرار میگرفت و محمد از آن در واقعههایی مانند رویداد مباهله و حدیث آل عبا، به عنوان اهل بیت یاد کرد. در قرآن نیز در موارد متعددی مانند آیه تطهیر، از اهل بیت به بزرگی یاد شدهاست.[۲۱][۲۲]
در جنگها
علی تقریبا در تمام لشکرکشیهای دوران محمد شرکت داشت. او معمولا علم دار سپاه محمد بود و تنها در دو لشکرکشی (فدک در سال ششم هجری و لشکر کشی یمن بسال ده هجرت) فرمانده سپاه اسلام بود.[۶]شجاعت و دلاوری علی در جنگها شهرت یافت. در غزوه بدر علی بهتنهایی بیش از یک سوم افراد دشمن را کشت. در غزوه احد و حنین از محمد دفاع کرد و در غزوه خیبر از خود رشادتها نشان داد. علی نویسنده متن صلح حدیبیه بود. در هنگامی که ابوبکر حج را رهبری میکرد، محمد سورهٔ «برائت از مشرکان (توبه)» را به وسیلهٔ علی به مکیان ابلاغ کرد. در فتح مکه او کسی بود که برای شکستن بتهای درون کعبه و دیگر بتهایی که توسط قبیلههای اوس و خزرج و طیء پرستیده میشد، انتخاب شد.[۲۰]
در یکی از نبردهای تنبهتن وی، نبرد با عمرو بن عبدود یکی از پهلوانان بزرگ عرب در جنگ احزاب بود که با حیلتی بر او پیروز شد.[۲۳][۲۴]
ویژگی علی در متن نمیگنجد


